تبلیغات
جیمز باند - ماموران 007
 
جیمز باند
ما می ایستیم حتی اگر اسمان فرو بریزد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : جیمز باند
نویسندگان
نظرسنجی
از کدوم یکی از بازیگران جیمز باند بیشتر خوشتون اومد؟







یکشنبه 27 اسفند 1391

شون کانری اولین جیمز باند تصویری نبود! ۹ سال پیش از دکتر نو، مجموعه یک‌ساعته‌ای بر اساس داستان کازینو رویال ساخته شد و در آن بری نلسن نقش جیمز باند را بازی نمود. اما آن فیلم مورد توجه قرار نگرفت و این شون کانری بود که با دکتر نو توانست نام جیمز باند را بر سر زبان سینما دوستان نیز بیندازد. از آن وقت تا کنون (اگر هجویه کازینو رویال در سال ۱۹۶۷ را کنار بگذاریم)، ۶ بازیگر در نقش جیمز باند ظاهر شده‌اند. بازیگرانی که هر چند نمی‌توانستند بیش از حد از چهره تثبیت شده مأمور ۰۰۷ تخطی نمایند، اما هر کدام جیمز باندی کم و بیش متفاوت با دیگران ساختند.

لطفا به ادامه مطلب...

۱) شون کانری (دکتر نو، از روسیه با عشق، گلدفینگر، تندربال، شما فقط دو بار زندگی می‌کنید، الماس‌ها ابدی‌اند، دیگر هرگز نگو هرگز)

اسطوره جیمز باند با حضور کانری تثبیت شد. در فیلم‌های اولیه (به خصوص دکتر نو)، کانری تصویری کم و بیش جدی از مأمور ۰۰۷ lبه تصویر کشید. حمیدرضا صدر در پرونده‌ای که درباره دنیای بازیگری کانری در بخش سایه خیال ماهنامه فیلم چاپ شده بود، در این باره lبه درستی lبه سکانسی از فیلم گلدفینگر اشاره نموده است. جایی که lبه دستور گلدفینگر، جیمز باند در آستانه کشته شدن توسط اشعه لیزر قرار دارد. در این سکانس در حالی که همه اجزای صحنه فضایی نیمه‌طنز را القا می‌کنند، شون کانری اضطراب و دلهره جیمز باند را lبه شکلی کاملاً جدی lبه تصویر می‌کشید. این تناقض، سبب ایجاد پیچیدگی قابل توجهی می‌شد: فردی که کاملاً خودش را جدی می‌گیرد در دل دنیایی که هیچ چیز در آن جدی lبه نظر نمی‌رسد. این تعارض سبب تمایز جیمز باند از محیط اطرافش می‌شد. بدون این که نیاز باشد تلاش دیگری در رابطه با نمایش جیمز باند lبه عنوان فردی کاملاً متفاوت با دنیای اطراف صورت بگیرد. اما هر چه که از باندهای کانری گذشت، این تعارض کمتر شد. شون کانری هم کم‌کم خودش را جدی نمی‌گرفت. نشانه‌های این اتفاق از تندربال قابل ردیابی بود و هر چه جلوتر می‌رفتیم، جیمز باند بیشتر lبه شخصیتی تبدیل می‌شد که خودش را جدی نمی‌گیرد و اتفاقات اطرافش را نیز! (آخرین فیلم باند با بازی کانری، دیگر هرگز نگو هرگز، با چشمک کانری lبه دوربین lبه پایان می‌رسد). شاید lبه همین سبب است که هنوز هم سه فیلم اول کانری، جزو lبهترین و پیچیده‌ترین جیمز باندهای این نیم قرن lبه شمار می‌روند.

۲) جرج لیزنبی (در خدمت سرویس مخفی ملکه)

عمر حضور لیزنبی در نقش باند بسیار کوتاه بود. تنها حضور او در نقش مأمور ۰۰۷، کم‌فروش‌ترین جیمز باند تاریخ هم هست. لیزنبی آشکارا جذابیت و اعتماد lبه نفس ظاهری کانری را نداشت و آن‌قدر هم شوخ‌طبع نبود که بتواند جدیت ظاهری‌اش را بپوشاند. کلیت در خدمت سرویس مخفی ملکه هم هماهنگ با این خصوصیات لیزنبی است. جیمز باند این فیلم عاطفی‌ترین، زمینی‌ترین، منعطف‌ترین و در بعضی از دقایق منفعل‌ترین جیمز باندی است که دیده‌ایم. این تنها باری است که علاقه باند lبه یک زن تا جایی پیش می‌رود که lبه ازدواج آن دو منجر می‌شود (البته جیمز باند پیش از این در فیلم شما فقط دو بار زندگی می‌کنید با یک زن ژاپنی ازدواج نموده بود. اما آن ازدواج، بخشی از یک مأموریت مهم بود و جیمز باند هم همیشه کسی بوده که حاضر است بسیار از مسائل و قواعد شخصی‌اش را lبه خاطر lبه ثمر رسیدن مأموریت‌های وطن‌پرستانه‌اش زیر پا بگذارد). سکانس پایانی فیلم، یکی از معدود لحظات تاریخ فیلم‌های جیمز باند است که مأمور ۰۰۷ را در قامت یک مرد در هم شکسته می‌بینیم. مردی که عشق زندگی‌اش را از دست داده و کاری هم از او برنمی‌آید. با نمایش چنین تصویری از باند، عجیب نبود که در خدمت سرویس مخفی ملکه lبه یکی از شکست‌های بزرگ مجموعه باند تبدیل شد. هر چند گذر وقت سبب شد تا در خدمت سرویس مخفی ملکه جای خود را lبه عنوان یکی از آثار قابل توجه و مطرح مجموعه فیلم‌های جیمز باند باز کند.

۳) راجر مور (زندگی کن و بگذار بمیرند، مرد تپانچه طلایی، جاسوسی که دوستم داشت، مون‌ریکر، فقط lبه خاطر چشمان تو، اختاپوس، منظری lبه یک قتل)

ملاحت و شوخ‌طبعی ذاتی مور، عنصری بود که lبه او کمک نمود تا جای خود را lبه عنوان یکی از دو جیمز باند مهم تاریخ (در کنار کانری) باز کند. از همان فیلم اولش، زندگی کن و بگذار بمیرند، مشخص بود که جیمز باند ساخته راجر مور بی‌خیال‌تر، آرام‌تر و خاکی‌تر از باندی است که شون کانری ایجاد نموده بود. (سکانسی از فیلم زندگی کن و بگذار بمیرند که در آن راجر مور از روی سر چندین تمساح گرسنه می‌پرد و خودش را نجات می‌دهد را lبه خاطر دارید؟) برای مور فرقی نمی‌کرد که داستان فیلم در فضا رخ دهد (مون‌ریکر) یا در دنیای عادی خودمان (مرد تپانچه‌طلایی). او lبه هر حال بی‌خیالی و خونسردی مفرط خودش را حفظ می‌کرد. تا جایی که گاهی lبه نظر می‌رسید مور در حال هجو خودش و اسطوره جیمز باند است. جیمز باندی که مور ساخت، کسی بود که حتی در بحرانی‌ترین شرایط هم می‌توانست همه چیز را یک بازی جذاب تلقی کند و lبه همین سبب بود که توانست چند تا از جذاب‌ترین باندهای مجموعه را خلق کند. راجر مور در هفت فیلم نقش مأمور ۰۰۷ را ایفا نمود و سبک حضورش در این نقش هنوز منحصر lبه فرد مانده است. اما قابل توجه است که ماندگار ترین و مطرح‌ترین جیمز باند راجر مور (جاسوسی که دوستم داشت) متعادل‌ترین حضور مور در نقش این مأمور نیز هست!

۴) تیموتی دالتن (روشنایی‌های پایدار روز، مجوز قتل)

جیمز باندهای تیموتی دالتن آثار دست کم گرفته شده‌ای می باشند. شاید دو فیلمی که او در مجموعه ۰۰۷ بازی نمود، جزو آثار درجه یک این مجموعه نباشند و حضور خودش هم lبه پای جذابیت شون کانری و ملاحت راجر مور نرسد، اما قابل توجه است که دالتن در همان اولین حضورش در نقش باند، توانست سبک خودش را برای بازی در این نقش lبه وجود بیاورد. شاید بتوان دالتن را موقرترین و آرام‌ترین جیمز باند نامید. یک جنتلمن واقعی که نه lبه اندازه کانری خشونت و تحقیر در رفتارش موج می‌زند و نه lبه اندازه راجر مور همه چیز را lبه وادی هجو می‌کشاند. جیمز باند تیموتی دالتن کمتر از نمونه‌های پیشی lبه دیگران (و البته خودش) نیش و کنایه می‌زند، نسبتاً کم‌حرف و جدی است و lبه نسبت فیلم‌های پیشی این مجموعه کمتر با زنان رابطه برقرار می‌کند. با این وجود مأمور ۰۰۷ در فیلم‌های دالتن بسیار هم آرام و سر lبه راه نمی باشد! او در همین دو فیلم نشان می‌دهد که می‌تواند از دستورات ام سرپیچی کند و راه خودش را با فردگرایی همه طی کند. دالتن در هر دو حضورش سعی می‌کند جیمز باندی داخلگرا و عمیق خلق کند. جیمز باندی که دالتن ساخت، مرموزتر از همه باندهای دیگر است و مرموز بودن در دنیایی که عناصر جدی آن چندان بسیار نمی باشدند، خصوصیتی نمی باشد که بتواند طیف وسیعی از طرفداران جیمز باند را lبه خود جلب کند. شاید سبب ناکامی دالتن در نقش جیمز باند همین بود. lبه خصوص این که در مجوز قتل، با جیمز باندی عاطفی‌تر و معقول‌تر طرفیم. نمونه رقیق‌تر همان جیمز باندی که در خدمت سرویس مخفی ملکه را lبه تنها حضور جرج لیزنبی در این مجموعه تبدیل نمود.

۵) پیرس برازنان (گلدن‌آی، فردا هرگز نمی‌میرد، دنیا کافی نمی باشد، روزی دیگر بمیر)

اولین جیمز باند با حضور پیرس برازنان، شش سال بعد از جیمز باند پیشی (مجوز قتل) ساخته شد. چنین اتفاقی، یک فرصت و تهدید همزمان برای برازنان بود. از یک طرف با توجه lبه وقفه‌ای که در ساخت فیلم‌های جیمز باند lبه وجود آمده بود، برازنان این فرصت را داشت که جیمز باند خودش را بسازد و از آن طرف با همان فیلم اول باید کاری می‌کرد که طرفداران جیمز باند که چند سالی با مأمور محبوب خود فاصله پیدا نموده بودند، دوباره او را در جمع خود بپذیرند. جیمز باندی که برازنان ساخت، تلفیقی از جیمز باند شون کانری و راجر مور بود. کسی که هم lبه اندازه جیمز باند کانری جذاب، محکم، سرشار از اعتماد lبه نفس و البته ضد زن است (این جنبه از شخصیت باند lبه خصوص با تبدیل شخصیت ام lبه یک زن و جر و بحث‌های مدام باند و ام، حالت آشکارتری پیدا می‌کند) و هم مأموری است که lبه سبک راجر مور، می‌تواند در موقع نیاز، همه چیز را lبه بازی بگیرد. برازنان توانست با موفقیت این دو وجه lبه ظاهر آشتی‌ناپذیر مأمور ۰۰۷ را با هم تلفیق کند و همین سبب شد تا دست برازنان برای نمایش ابعاد گسترده‌تری از شخصیت ۰۰۷، بازتر از همه بازیگران پیشی مجموعه باشد.

۶) دانیل کریگ (کازینو رویال، کوانتوم تسکین، اسکای‌فال)

این که تغییرات lبه وجود آمده در جیمز باند پس از ورود دانیل کریگ lبه مجموعه، از تأثیرات موفقیت مجموعه فیلم‌های جیسون بورن بود یا نه، بسیار مهم نمی باشد. مهم این است که برای اولین بار با یک جیمز باند عضلانی طرفیم که بیش از همه جیمز باندهای پیشی lبه درگیری فیزیکی و مستقیم علاقه دارد. موفقیت‌های جیمز باند دانیل کریگ، کمتر از همه باندهای پیشی وابسته lبه فناوری‌های روز است. در کازینو رویال و کوانتوم تسکین دیگر خبری از شخصیت کیو نمی باشد تا با ابزارهای فوق‌مدرنش lبه باند یاری برساند. این بار فقط قدرت خود جیمز است که او را lبه پیش می‌برد.

تفاوت کازینو رویال با جیمز باندهای پیشی از همان تیتراژ فیلم مشخص است. وقتی بر خلاف همیشه، lبه جای تمرکز بر دخترهایی که از جلوی دوربین رد می‌شوند، بر درگیری‌های فیزیکی و همچنین ورق‌های بازی تأکید می‌شود که نه تنها lبه بخش مهمی از فیلم (که سر میز قمار شکل می‌گیرد) اشاره دارد، بلکه می‌تواند یادآور قماری باشد که عوامل فیلم با تغییر دادن بعضی ویژگی‌های جیمز باند انجام داده‌اند. فراموش نکنید که اعمال تغییرات اساسی در شخصیت جیمز باند، کمتر lبه نتیجه قابل قبولی ختم شده است. در خدمت سرویس مخفی ملکه و مجوز قتل که سعی در نمایش جیمز باندی زمینی‌تر داشتند، lبه آخرین حضور بازیگرانشان در نقش باند تبدیل شدند! اما دانیل کریگ lبه خوبی توانست خصوصیات تازه جیمز باند را با بعضی از ویژگی‌های تثبیت‌شده این شخصیت تلفیق کند و همین، رمز موفقیت کریگ بود.





نوع مطلب :
برچسب ها : جیمز باند، شون کانری، کازینو رویال، کوانتوم تسکین، اسکای‌فال، گلدن‌آی، فردا هرگز نمی‌میرد، دنیا کافی نمی باشد، روزی دیگر بمیر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
***
 
 
بالای صفحه